منش عزت مدارانه و شکوهمند حضرت زینب کبری در وقایع بعد از عاشورا
گفتن واژه اسیر در مورد حضرت زینب و زنان و فرزندان امام حسین علیهم السلام خیلی مناسب نیست به دلیل این که کسی بر حضرت زینب کبری مسلط نشد و در حقیقت سلطه حقیقی از آن حضرت زینب کبری سلام الله علیها بود.
استاد سید موسی موسوی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: در مورد وقایع بعد از عاشورا یک کلید واژه است که بعضا در کتاب ها هم دیده می شود که شاید به غفلت یا سهوالقلم نوشته شده است آن واژه اسارت است که در مورد زینب کبری و زنان و فرزندان امام حسین علیهم السلام بکار می برند.
وی در ادامه افزود: در خصوص واژه اسارت این نکته به ذهن می رسد که اگر مراجعه کنیم می بینیم که اسارت یک نوع سلطه ای از طرف مقابل بر انسان است، یعنی همیشه این سلطه در اسارت وجود دارد و یک مغبون بودن و زیر دست بودن باید اتفاق افتد که به شخصی اسیر گویند.
استاد حوزه علمیه قم گفت: هر چند که به زنجیرکشیدن و دربندبودن هم اسارت گفته می شود اما با توجه به کتاب های لغت، اسیر به معنای کسی است که سلطه ای بر او هست. گفتن واژه اسیر در مورد حضرت زینب و زنان و فرزندان امام حسین علیهم السلام خیلی مناسب نیست به دلیل این که کسی بر حضرت زینب کبری مسلط نشد و در حقیقت سلطه حقیقی از آن حضرت زینب کبری سلام الله علیها بود.
وی در ادامه سخنانش افزود: روز یازدهم ماه محرم حضرت زینب کبری سلام الله علیها را به همراه زنان و بچه ها و حضرت سجاد علیه السلام که غل و زنجیر به دستشان بود از کربلا خارج کردند و به سمت کوفه بردند اما از همان جا عزت و عدم اسارت حضرت زینب سلام الله علیها معلوم می شود. درست است دست امام سجاد علیه السلام را می بندند، درست است که بر فرزندان اباعبدالله الحسین علیه السلام تازیانه می زنند ولی زینب کبری سلام الله علیها هیچ وقت این نگاه که دیگران بر آنها مسلط هستند را ندارند و خود را اسیر نمی بیند و با وجود بزرگی مصیبت، آن حضرت شیر زنی آزاده است.
استاد موسوی گفت: در جریان حضرت ایوب علیه السلام می بینیم حضرت مصیبت های زیادی دید ولی در یک مصیبت دست به دعا برداشت که خدایا بر من رحم کن او همه این مصیبت ها را دید در هیچ کدام نگفت که خدایا به دادم برس، به فریادم برس، در همه مصیبت ها صبر کرد، فرزندانش را از دست داد، مالش را از دست داد ولی وقتی که ناموس حضرت ایوب آمد با نامحرمی صحبت کرد و قسمتی از گیسوان خود را برید و به او داد که از این گرفتاری نجات پیدا کنند، حضرت ایوب علیه السلام صبرش تمام شد.
وی در ادامه سخنانش بیان داشت: مصیبت سیدالشهداء علیه السلام بسیار اعظم از مصیبت حضرت ایوب است اما می بینیم حضرت زینب کبری سلام الله علیها با داشتن چنین مصیبتی به شخصیت ملعونی مثل عمر سعد دستور می دهد ما را از ملا عام نبرید ما را از جایی ببرید که عموم مردم آن جا نباشند و همین حرکت حضرت زینب سلام الله علیها هم عزت مندانه است. این که حضرت نمی خواهد که مردم با نگاهی حقیرانه به او و فرزندان و زن های اهل حرم نظر کنند حرکتی عزتمندانه است.
وی در ادامه افزود: زمانی که آنها را وارد مجلس ابن زیاد می کنند به ظاهر عبیدالله می خواهد به زینب کبری سلام الله علیها که برادر و هفتاد و دو نفر از بهترین یاران برادرش را از دست داده طعنه زند به حضرت این گونه اهانت می کند که دیدی که خداوند چه بلایی سر امام حسین علیه السلام و یارانش در کربلا آورد. در این جا حضرت زینب آن جمله ماندگار خود را که بارها شنیدید و گفته شده است را بیان کردند که: «ما رایت الا جمیلا» من به جز جمال و زیبایی چیزی ندیدم، پاسخی بسیار دندان شکن به عبیدالله زیاد دادند که عبیدالله متوجه شود که این سلطه از آن زینب سلام الله علیها است و این سلطه از آن حضرت بود که باعث شد که نام اباعبدالله الحسین علیه السلام امروز بر زبان ها جاری شود و بعد از هزار و چهارصد سال نام امام حسین سلام الله علیه باز درخشد و به سبب حماسه های زینب کبری سلام الله علیها بود که خون امام حسین علیه السلام به نتیجه رسید.
استاد موسوی گفت: در همین جلسه عبیدالله بن زیاد قصد جان حضرت سجاد سلام الله علیه را می کند و بار دیگر زینب کبری سلام الله علیها نقش آفرینی می کند و خودش را بر روی حضرت سجاد علیه السلام می اندازد و خطاب به عبیدالله می گوید که اگر بخواهی برادر زاده ام و امام زمانم را بکشی اول باید من را بکشی که عبیدالله منصرف می شود و می ترسد به سبب این واقعه رسوایی او بیشتر شود.
وی در ادامه سخنانش افزود: زمانی که از کوچه های کوفه آنها را از میان هلهله ها، کف و سوت های زن های کوفی حرکت می دهند در میان نگاه حقیرانه مردم به حضرت زینب سلام الله علیها ایشان اوج عزت خودش را نشان می دهد به بچه ها سفارش می کنند که بچه ها مبادا غذا و صدقه ای که به شما داده می شود را تناول کنید که صدقه بر آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم حرام است و بچه ها از خوردن صدقه منع می شوند و به همین واسطه مردم می فهمند که صدقه دادن بر چه کسانی حرام است.
استاد موسوی گفت: در چهره زینب کبری سلام الله علیها به ظاهر هیچ بویی از اسارت نیست چرا اسیر هست، دست و پایش را بسته اند به ظاهر دارند هتاکی می کنند، ولی زینب کبری سلام الله علیها از آن حالت اسارت خودش هم یک درس عزت، افتخار، شرف، بزرگ منشی و بزرگواری به همه ما می دهند بعد از واقعه کوفه هم وقتی عبیدالله می بیند که زینب کبری سلام الله علیها این گونه فاخرانه جوابش را می دهند آنها را از کوفه به شام می فرستد.
وی افزود: زینب کبری سلام الله علیها در مسیری که به سمت شام هم می رود اهداف و پیام امام حسین علیه السلام را به گوش جهانیان می رساند که همه آنها در تاریخ ثبت شده است؛ حضرت زینب سلام الله علیها هم می دانستند این سخنان در تاریخ ثبت می شود و باقی خواهد ماند و لذا خطبه هایی که حضرت می خوانند خطبه های بسیار سنگین و وزینی هست که امروزه هم خطبا اظهار تعجب می کنند از این که چنین شخصیت والا مقامی با چنین مصیبتی که دیده چطور توانسته چنین خطبه های وزینی را ایراد کند.
استاد حوزه علمیه قم: وقتی یزید به حضرت زینب کبری سلام الله علیها این گونه وانمود می کند که حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام به تقدیر الهی کشته شده است اگر بخواهم تشبیه کنم، به آل سعود تشبیه می کنم این ملعونین هم فاجعه منا را به همین شکل تشریح کردند و گفتند که سقوط جرثقیل تقدیر الهی بود در حالی که بی تدبیری خود اینها بود. حضرت زینب سلام الله علیها صریحا می فرمایند که حسین بن علی علیه السلام را خدا نکشت که بگوییم به دست خدا کشته شد بلکه افراد فاسق، فاجر و بدکاری مثل شما بودند که دستور کشتن اباعبدالله الحسین علی السلام را دادند.
وی در ادامه سخنانش افزود: حضرت زینب سلام الله علیها با سخنانش در واقع شخصیت پلید یزید را در خود شام هم پدیدار کرد و از آن جا است که یزید خود را مغبون می بیند در حالی که به ظاهر خود را پیروز میدان به حساب می آورد. یزید مجبور شد که حضرت زینب کبری سلام الله علیها و همراهانشان را با عزت به مدینه فرستد.
استاد موسوی گفت: مدینه تنها شهری بود بر خلاف شام و کوفه ای که برای حضرت زینب سلام الله علیها کف زدند که آمدند احترام کردند با لباس سیاه به پیشواز اسرا آمدند که تنها دلیل آن بازگشت عزت مندانه زینب کبری سلام الله علیها بود که نگذاشت خون حسین علیه السلام پایمال شود و پیام ابا عبدالله الحسین علیه اسلام که زیر بار سلطه نرفتن بود را زینب سلام الله علیها تکمیل کرد.
وی در انتهای سخنانش افزود: حضرت زینب کبری سلام الله علیها در مدینه شروع به افشاگری کردند. فجایع کربلا و اتفاقاتی که در شام و کوفه افتاد را در جلساتی بازگو کردند و یزید مجبور شد که حضرت زینب کبری سلام الله علیها را تبعید کند که روایت های متعددی در مورد تبعید حضرت هست، یک نقل هست که حضرت زینب کبری سلام الله علیها به سوریه تبعید شدند یک نقل هم هست که حضرت به مصر تبعید شدند. علی ای حال یک سال و نیم بعد از شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام، زینب کبری سلام الله علیها دیگر نتوانست فراق برادر را تحمل کند و جان به جان آفرین تسلیم کردند و از دنیا رفتند.