«خداوند این مردم را مبعوث خواهد کرد»
رهبر شهید انقلاب در بیانی عمیق و امیدآفرین در خصوص امت مبعوث فرمودند:
«به توفیق الهی اگر چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابلهی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.»
این جمله، صرفاً یک تعبیر احساسی یا شعاری نیست؛ بلکه نگاهی معرفتی به جایگاه مردم مؤمن در لحظات سرنوشتساز تاریخ است. در این بیان، مردم نه تماشاگر حوادث، بلکه نیروهای برانگیختهشدهی الهی برای عبور از بحرانها معرفی میشوند. تعبیر «مبعوث خواهد کرد» یادآور یکی از مهمترین مفاهیم قرآنی، یعنی بعثت است؛ مفهومی که در اصل، دربارهی پیامبران الهی بهکار رفته است.
بعثت؛ برخاستن با مأموریت الهی
در منطق قرآن، بعثت امری الهی است. خداوند پیامبران را برای هدایت بشر، دعوت به توحید و مقابله با طاغوتها مبعوث کرد. بعثت بهمعنای برخاستن معمولی نیست، بلکه بهمعنای برانگیختهشدن برای یک مأموریت بزرگ است؛ مأموریتی که ریشه در ارادهی الهی دارد و هدف آن نجات انسان از گمراهی، ظلم و بندگی غیر خداست.
از همینجا میتوان فهمید که وقتی از «مبعوثشدن مردم» سخن گفته میشود، مقصود آن است که در شرایط حساس، خداوند میتواند دلها، ارادهها و ظرفیتهای یک ملت را بیدار کند و آنان را برای انجام وظیفهای بزرگ در میدان حوادث آماده سازد.
مبعوثشدن یعنی مأموریت داشتن
کسی که از جانب خدا برانگیخته میشود، بیهدف، منفعل و بیتفاوت نیست. او حامل یک تکلیف است. بعثت یعنی انسان یا جامعه، در برابر حادثه احساس مسئولیت کند و خود را موظف بداند که در میدان حاضر شود.
از این جهت، امت مبعوثشده امتی نیست که تنها منتظر بماند تا دیگران برای او تصمیم بگیرند. چنین امتی، حادثه را فقط یک تهدید نمیبیند، بلکه آن را صحنهی انجام تکلیف و آشکارشدن ایمان، غیرت و مسئولیتپذیری خود میداند.
انبیا برای سازش با طاغوت مبعوث نشدند
یکی از نکات مهم در فهم معنای بعثت، توجه به هدف پیامبران الهی است. انبیا برای معاملهکردن حق با باطل مبعوث نشدند. رسالت آنان، دعوت به حق و ایستادگی در برابر طاغوت بود. قرآن کریم میفرماید:
«أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ»
نحل، آیه ۳۶
بر اساس این آیه، دعوت همهی پیامبران بر دو پایه استوار بود: بندگی خدا و دوری از طاغوت. بنابراین منطق بعثت، منطق تسلیم در برابر باطل نیست. پیامبران ابتدا مردم را به حق دعوت میکردند، اما هنگامی که دشمنان حق در برابر حقیقت میایستادند و راه هدایت را میبستند، مقابله با باطل نیز بخشی از مأموریت الهی آنان میشد.
منطق بعثت؛ دعوت، مقاومت و مقابله
بعثت با دعوت آغاز میشود، اما در برابر دشمنیِ سازمانیافته با حق، به مقاومت و مقابله میانجامد. پیامبران الهی در برابر طاغوتهای زمان خود تنها به گفتوگوهای بیثمر و سازشکارانه اکتفا نکردند؛ آنان حق را آشکار کردند، مردم را از بندگی غیر خدا برحذر داشتند و در برابر جبههی باطل ایستادند.
بر همین اساس، وقتی از «بعثت یک امت» سخن گفته میشود، معنای آن این است که آن امت باید در لحظهی لازم، حق را بشناسد، از آن دفاع کند و در برابر دشمن حق بیتفاوت نماند. امت مبعوثشده، امتِ تماشاگر نیست؛ امتِ مسئول، حاضر و آمادهی میدان است.
«کار را مردم تمام خواهند کرد»
بخش پایانی این بیان، بر نقش تعیینکنندهی مردم تأکید دارد: «کار را مردم تمام خواهند کرد.» این جمله نشان میدهد که در حوادث بزرگ، پس از توکل به خداوند، مهمترین سرمایهی یک جامعه، مردم مؤمن، بیدار و آمادهاند.
قرآن کریم میفرماید:
«إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ»
محمد، آیه ۷
یعنی اگر خدا را یاری کنید، خداوند نیز شما را یاری میکند و قدمهایتان را استوار میسازد. یاری خدا، بهمعنای یاری دین خدا، دفاع از حق، ایستادگی در برابر ظلم و عمل به تکلیف الهی است. مردمی که با چنین نگاهی وارد میدان شوند، حوادث سخت را به صحنهی نصرت الهی تبدیل میکنند.
جمعبندی
تعبیر «خداوند این مردم را مبعوث خواهد کرد» حامل یک پیام روشن است: در لحظات سرنوشتساز، خداوند میتواند یک ملت را برای انجام مأموریتی بزرگ برانگیزد. اما بعثت، بهمعنای انفعال، تسلیم یا معامله با باطل نیست. همانگونه که انبیا برای دعوت به حق و ایستادگی در برابر طاغوت مبعوث شدند، امتِ مبعوثشده نیز باید اهل شناخت حق، دفاع از حقیقت و مقابله با دشمن حق باشد.
پس بعثت یک امت، یعنی برخاستن برای انجام تکلیف؛ یعنی حضور در میدان حق؛ یعنی نه تسلیم، نه انفعال و نه معامله با باطل.