مهر ۲۹, ۱۳۹۷

Select your Top Menu from wp menus
تفاوتهاي زن و مرد از منظر اسلام و فمینیسم؛ پذيرش يا انکار (قسمت اول)

تفاوتهاي زن و مرد از منظر اسلام و فمینیسم؛ پذيرش يا انکار (قسمت اول)

تفاوتهاي زن و مرد؛ پذيرش يا انکار (قسمت اول)

چکيده

تفاوت¬هاي موجود بين زن و مرد از جمله مباحث مطرح در حوزه¬ي مطالعات زنان است. زن و مرد در دو نظام تکوين و تشريع تفاوت¬هايي دارند. تفاوت¬هاي تکويني در سه بعد بيولوژي، روحي¬ ـ¬ رواني و عقل و استعداد نمود مي¬يابد. در نظام تشريع و قانون-گذاري نيز تفاوت يا عدم تفاوت زن و مرد معرکه¬ آراء است. فمينست¬ها ـ با شاخه¬ها و گرايش¬هاي مختلفي که دارند ـ برخي از تفاوت¬ها را در دو نظام تکوين و تشريع پذيرفته¬اند و برخي را نپذيرفته¬اند و برآنند که بين زن و مرد به¬ويژه در نظام تشريع فرقي نيست؛ اما دين اسلام به تفاوت¬هاي زن و مرد در نظام تکوين اذعان دارد و به تبع آن در نظام تشريع تفاوت¬هايي را براي دو جنس قائل شده است که البته اين تفاوت¬ها به معناي برتري جنسي بر جنس ديگر نيست.

مقدمه

انسان در طول تاريخ از زياده¬روي و کم¬انگاري آفات بسياري ديده است. در اين بين «نگرش به خصوصيات، تفاوت¬ها و اشتراکات زن و مرد» نيز از اين مسئله بيرون نيست. عده¬اي تفاوت¬هاي زن و مرد را فراوان انگاشته¬اند؛ از اين رو دچار توهم و اشتباه بزرگي گشته و تفاوت¬ها را حتي به جايگاه انساني زن و مرد سرايت داده¬اند و مرد را برتر از زن و اختياردار او دانسته¬اند. در اين تفکر زن موجودي غير انساني شمرده مي¬شود و در رديف اموال و دارايي¬ها قرار مي¬گيرد.۱ در اين تفکر قرون وسطايى «زن آخرين حيوانى است كه مرد او را اهلى كرده است».۲ ارباب كليسا نيز در روزگار قديم مى-گفتند: «هر زنى از اين¬كه زن است بايد شرمسار باشد».۳

از ديگر سو؛ عده¬اي، اندک تفاوتي بين زن و مرد نديده¬اند و به تساوي مطلق زن و مرد نظر داده-اند. اين ديدگاه تازگي ندارد؛ بلکه همان نظريه¬ي¬ افلاطون است که چهار قرن پيش از ميلاد مي¬زيست. افلاطون بر اين ادعا پا مي¬فشارد كه زنان و مردان استعدادهاى همانندي دارند و زنان مى‏توانند همان وظايفى را به دوش بگيرند كه مردان عهده‏دار مى‏شوند و از همه حقوق مردانه بهره‏مند گردند.۴

 

عده¬اي ديگر نيز به علت ويژگي¬هاي اختصاصي زن نتوانسته¬اند تفاوت را انکار کنند و خصوصيات زنان را باعث برتري آن¬ها بر مردان دانسته¬اند. اشلي مونتاگو (Ashley Montagu) در کتاب زن جنس برتر، اصرار دارد که اين برتري را ثابت کند. بيشتر فمينيست¬هاي تندرو (راديکال)¬ از اين ديدگاه پيروي مي¬کنند.

 

در اين بين اسلام نگاه واقع¬بينانه و متعالي دارد و ضمن پذيرش تفاوت¬هاي تکويني و تشريعي زن و مرد، آن را باعث برتري مطلق و هم¬چنين تساوي مطلق جنسي بر جنس ديگر نمي¬داند. بلکه زن و مرد را در بيشتر مسائل با يک¬ديگر برابر دانسته و در برخي ديگر به سبب خصوصيات مردانه يا زنانه، نوعي برتري نسبي را به يکي از دو طرف داده است. آن چه در پي مي-آيد افزون بر توصيف تفاوت¬ها به بررسي و تبيين اين نظريات مي¬پردازد.

تــوصـيـف تـفــــاوت¬هــا

براي بررسي و تحليل نظريه¬ها درباره¬ي تفاوت زن و مرد بايد در ابتدا حيطه و محور تمايزات را مطرح کرد؛ سپس در هر يک از ساحت¬ها به تحليل نظريه¬هاي موجود اسلام و فمينيسم در اين¬باره پرداخت.

محورهاي تمايز زن و مرد را مي¬توان در دو نظام تکوين و تشريع دانست.

  1. تفاوت زن و مرد در نظام تکوين

تفاوت در نظام تکوين نه تنها بين زن و مرد بلکه بين خود مردان يا در بين خود زنان نيز وجود دارد. تفاوت تکويني بين زن و مرد را مي¬شود در سه حوزه¬ي «بيولوژي، رواني و استعداد» بررسي کرد.

الف) تفاوت¬هاي بيولوژي زن و مرد

اساسي¬ترين تفاوت ميان زن و مرد، تمايز دستگاه تناسلي آن دو است. پيچيده¬تر بودن دستگاه تناسلي زن و تحوّلات هورموني و تغييرات ماهيانه¬ي آن در طول عمر زن؛ قاعدگي، آبستني، زايمان، شيردهي و يائسگي را پديد مي¬آورد و بر جسم و روان و کار و رفتار زن تأثير مي¬گذارد.۵

زن و مرد از نظر ساختمان بدن نقاط تمايز آشکاري را دارند. نيازهاي غذايي، ويتاميني و معدني آن¬ها از هم تفاوت دارد.۶

زنان به اختلالاتي همچون پوکي استخوان، رماتيسم و… بيشتر دچار مي¬شوند۷ و برعکس برخي از بيماري¬ها نيز در مردان شيوع بيشتري دارد.۸

از نظر استخوان¬بندي نيز زن و مرد با هم متفاوت-اند. استخوان¬هاي يک زن بالغ از مرد بالغ کوچک¬تر است و در اين بين استخوان¬هاي لگن و جمجمه بيشترين تفاوت را دارند؛ به گونه¬اي که در پزشکي قانوني با بررسي استخوان¬ها ۹۰% از افراد از جهت زن يا مرد بودن متمايز مي¬شوند.۹

زنان و مردان در يافته¬هاي پزشکي و آزمايشگاهي از حيث ارزش¬هاي خوني، هورمون¬هاي جنسي، نيازهاي غذايي، مواد معدني و … با هم تمايز آشکار دارند.۱۰

اين¬ها نمونه¬هايي از تفاوت بيولوژي زن و مرد است که هر روزه با توسعه¬ي علم به اين تفاوت¬ها افزوده مي¬شود.

ب: تفاوت¬هاي رواني زن و مرد

همان¬طور که زنان و مردان از نظر ساختار بدني از هم متمايزند از جهت رواني نيز تفاوت¬هايي دارند. وجود اين تفاوت¬ها در بين روان¬شناسان معرکه¬ي آرا بوده است.

از جمله تفاوت¬هاي رواني زن و مرد، عواطف و احساسات آن¬هاست. زنان از مردان عاطفي¬تر و احساسي¬ترند و با اين سرشت به دنيا مي آيند.۱۱

احساس محبّت در بين دختران و زنان از مردان و پسران بيشتر است. شايد براي همين در ادبيات ديني ما زن را با صفت ريحانه۱۲ ستوده¬اند. از جمله ديگر تفاوت¬هاي رواني زن و مرد مي¬شود به روحيات حسادت، خيال¬بافي، اعتمادبه¬نفس و ديگر موارد اشاره کرد که اين تفاوت¬ها را در مباحث روان-شناختي آورده¬اند.۱۳ در متون ديني نيز به چنين تفاوت¬هايي اشاراتي شده است.۱۴ استاد شهيد «مرتضي مطهري» نيز در باره¬ي تفاوت¬هاي رواني زن و مرد به داشتن حسد اشاره داشته و مي¬گويد: آن چه در مرد وجود دارد غيرت است و يا آميخته‏اى است از حسادت و غيرت؛ ولى آن چه در زن وجود دارد صرفاً حسادت است.۱۵

ج: تفاوت در هوش و استعداد

درباره¬ي هوش و استعداد زنان و مردان سه نظريه¬ي عمده وجود دارد.

  1. نظريه¬ي عدم تفاوت؛
  1. نظريه¬ي نفي هوش زنان؛
  1. نظريه¬ي تفاوت در توان¬مندي¬هاي هوشي؛

نظريه¬ي اول، زنان و مردان را در بهره¬ي هوشي يک-سان مي¬داند و اگر تفاوتي هم باشد به علت شرايط محيطي و اجتماعي است. اين نظريه¬ غالب فمينيست-هاست که آن را در مبحث «پذيرش يا قبول تفاوت¬ها» تحليل خواهيم کرد.

زنان در نگاه دوم از جهت مغز و توان هوشي نسبت به مردان کاستي دارند. صاحبان اين نظريه در اين-باره سخنان گوناگوني گفته¬اند؛ حتي ادعاي خود به جايي رسانده¬اند که مي¬گويند زنان مغز ندارند. مثل اين ادعا که گفته شده: «اگر سر کوچک¬شان را پر از مطلب کنيم از کار مي¬افتد» و يا اين¬که گفته¬اند: «عدم رشد عقلي زنان از بزرگ¬ترين نقطه ضعف¬هاي شخصيت زن به حساب آمده است. امري که از نااستواري و غيراعتماد بودن شخصيت زن به حساب آمده است و اين امر سبب مي¬شود، نتواند معنويات و کمالاتي را که به دست مي¬آورد نگاه دارد و بر اثر دخالت¬هاي عاطفي، عقل آن¬ها از مسير خودش انحراف مي¬يابد».۱۶

اين نظريه چون با کمالات انساني سازگار نيست نمي¬تواند مبناي درستي داشته باشد؛ ما نيز چندان به آن نپرداخته¬ايم.

ديدگاه سوم، زنان و مردان را در استعدادها و توان¬مندي¬هاي هوشي متفاوت مي¬داند و براي خود مستندات علمي و آزمايشگاهي ارائه مي¬دهد و بدون تعابير اهانت¬آميز و نتيجه¬گيري¬هاي افراطي، اصل تفاوت را ثابت مي¬کند، از جمله مستندات اين نظريه¬پردازان، حجم مغز و جمجمه¬ي زنان و مردان است که مي¬گويند حجم مغز مردان بيش از زنان است از اين¬رو استعداد هوشي مردان از زنان بيشتر است.۱۷

مستند ديگر اين افراد، خلاقيت و نبوغ در دو جنس زن و مرد است و برآنند که از تطور تاريخ و سير در گذشته به دست مي¬آيد که نبوغ و خلاقيت مردان بيش از زنان بوده است. البته ما در اين مقام به اثبات يا رد اين تفاوت¬ها نمي¬پردازيم و تنها آن¬ها را توصيف مي¬¬کنيم و شايد افرادي باشند که علت همين تفاوت را موقعيت¬هاي اجتماعي و محيط پيرامون انسان¬ها بدانند که در جاي ديگر به آن¬ها خواهيم پرداخت.

به هر روي درباره¬ي تفاوت زن و مرد در بعد استعداد و هوش سه نظريه قابل تأمل وجود دارد.

۱- تفاوت زن و مرد در نظام تشريع

درباره¬ي ارتباط و نسبت نظام تکوين و تشريع شايد بتوان اين¬گونه گفت که تشريع در بستر تکوين صورت مي¬گيرد و نبايد با آن تنافي داشته باشد؛ البته اين مسئله به صورت «موجبه جزئيه» است نه «موجبه کليه» چراکه همه تفاوت¬هاي تکويني منشأ تفاوت در حوزه¬ي تشريع نيستند.

درباره¬ي تفاوت زن و مرد در نظام تکوين اين قاعده وجود دارد که هر کس چنين تفاوتي را پذيرفت در مقام قانون¬گذاري نيز تفاوت را در نظر مي¬گيرد.

وقتي زن و مرد از جهت توليد نسل و مانند آن با هم فرق داشته باشند ـ تفاوتي که همه آن را قبول دارند ـ در مقام قانون¬گذاري نيز بايد با هم متفاوت باشند و اين تفاوت را هم در قانون¬گذاري الهي و هم در قوانين بشري مي¬شود ديد.

پذيرش يا انکار تفاوت¬ها؟

با توصيف اين تفاوت¬ها سؤال اين است که آيا اسلام و جنبش فمينيستي اين تفاوت¬ها را قبول دارند؟ و در صورت مثبت يا منفي بودن جواب، ثمره¬ي بحث کجا خواهد بود؟

براي رسيدن به جواب اين پرسش¬ها، نظريه¬ها را به صورت جداگانه بررسي مي¬کنيم.

روي¬کرد فمينيستي¬ به تفاوت زن و مرد

در جوامع غربي زنان به دليل تفاوتي که با مردان داشتند، همواره از سوي مردان تحقير مي¬شدند که نمونه¬هاي فراواني براي اين مدعا وجود دارد.۱۸ تفاوت¬هاي تکويني زن و مرد ـ ¬که قابل چشم¬پوشي و انکار نيست¬ـ امري خنثي نبود؛ بلکه بار ارزشي منفي داشت و در امر تشريع و قانون¬گذاري اثر منفي مي¬گذاشت.

همين شد که فمينيست¬هاي ليبرال با شکل¬گيري اين جنبش، منکر هرگونه تفاوت اصيل و جوهري بين زن و مرد شدند و تفاوت¬هاي موجود را ساخته و پرداخته¬ي فرهنگ، آداب و رسوم، روش¬هاي تربيتي متفاوت -دانستند.

فمينيست¬هاي ليبرال تفاوت زن و مرد را در عرصه¬ي بيولوژي و روحي ¬ـ¬ رواني پذيرا بودند؛ ولي تفاوت زن و مرد را در عقل و استعداد قبول نداشتند. با عنايت به اينکه فمينيسم ليبرال، شاخه¬اي از ليبراليسم به¬شمار مي¬آيد عقايد و نظريات ليبراليست¬ها در اين گروه فکري نيز وجود دارد و همان¬طور که ليبراليسم قائل به تفاوت زن و مرد در عقل و استعداد نيست فمينيسم ليبرال نيز اين¬گونه است و نظريه¬ي «عدم تفاوت زن و مرد در عقل و خرد»۱۹ دکارت را در مقام يک ليبراليسم مشهور پذيرفته¬اند.

فمينيست¬هاي ليبرال با جمع¬بندي بين آموزه¬¬ي ليبراليِ حقوق طبيعي افراد بر مبناي بهره¬مندي از عقل و آموزه¬ي دکارتيِ برابري عقل در همه¬ي انسان¬ها قائل به برابري عقلي زن و مرد و درپي آن خواهان منزلت و حقوق برابر بين زنان و مردان شدند.

با آموزه¬ي¬ عدم تفاوت در عقل، فمينيسم ليبرال به اين سمت گراييد که در مقام تشريع نيز بايد تفاوتي نباشد. و حقوق و قوانين براي زن و مرد يکي باشد. اين نگرش در موج اول، مقداري تند و در موج دوم ـ بدون برگشت از نظر قبلي ـ مقداري ملايم¬تر شد و حتي در برخي از موارد قانون¬گذاري مسائلي را ويژه¬ي زنان به حساب آوردند و علت آن را تنها تفاوت¬هاي تکويني دانستند.

در اين ميان فمينيست¬هاي مارکسيست و راديکال نيز به تفاوت نداشتن زن و مرد در مقام تشريع اصرار ورزيدند و براي حمايت از حقوق زنان، تفاوت¬هاي زن و مرد را انکار کردند. در ميان اين گرايش¬ها فمينيسم راديکال لحن تندتري از خود نشان مي¬دهد.

«سيمون دوبوار» معروف¬ترين شخصيت فمينيسم راديکال و صاحب کتاب معروف جنس دوم باور دارد که هيچ انساني، زن يا مرد متولد نمي¬شود؛ بلکه هويت زنانه يا مردانه را در طول حيات خود کسب مي¬کند. زن و مرد فقط از جهت جنسي و زيست‌شناختي متفاوت هستند؛ اما ساير تفاوت¬ها مانند تفاوت¬هاي ذهني، روحي، اختلاف نگرش¬ها و گرايش¬ها و استعدادها همگي محصول روابط اجتماعي و تاريخي است؛ بنابراين نبايد کارها را به زنانه و مردانه تقسيم کرد.

اما اين نظريه (عدم تفاوت) نظريه¬ي¬ نهايي فمينسيت¬ها نبود و اصرار بيش از اندازه آنان به برابري مطلق زن و مرد، در ذائقه¬ي عمومي و حتي خود زنان نيز تا حدي افراطي، مخرب و دور از واقعيت به نظر مي¬رسيد؛ براي همين از بين اين گرايش¬ها جريان فکري ديگري به وجود آمد که بر تفاوت¬هاي دو جنس تأکيد و از وجود چنين تفاوت¬هايي استقبال مي¬کرد. بعضي از طرف¬داران اين آموزه، زنان مسيحي متديني بودند که آموزه¬ي برابري و انکار تفاوت¬هاي دو جنس را مخالف آموزه¬هاي مسيحيت مي¬ديدند؛ از اين¬رو به فمينيست¬هاي انجيلي۲۰ معروف شدند.

فمينيست‌ها به دليل ثابت شدن تفاوت‌هاي بنيادين زيست‌شناختي بين زن و مرد و حتي اثبات تفاوت عقلي بر پايه¬ي حجم مغز زن و مرد، به اين نتيجه رسيدند که بين تفاوت‌هايي كه علم زيست‌شناسي آن¬ها را ثابت مي‌كند و تفاوت‌هايي كه خود فمينيست‌ها آن¬ها را ساختگي مي‌دانند، تفكيك قائل شوند.۲۱

از اين¬رو دو نوع تفاوت بين دو جنس را مطرح کردند:

  1. «تفاوت‌هاي زيست‌شناختي» كه ريشه در طبيعت و خصوصيات بيولوژيكي زن و مرد دارد و تغييرناپذير است.
  1. «تفاوت‌هاي جامعه‌شناختي» كه تحت تأثير فرهنگ، اجتماع، آموزش و مانند آن¬ها، به وجود مي‌آيد و با تغيير اين عوامل قابل تغيير است.

جالب اين¬که برخي از نظريه¬پردازان به آراء عجيبي درباره¬ي فرار از تفاوت¬ها روي آوردند؛ براي نمونه «شولاميت فايرِستون» (Shulamith Firestone) يکي از چهره-هاي سرشناس اين جنبش، در کتاب «ديالکتيک جنسيت» مي¬گويد: «عامل فرودستي زنان، مسائل بيولوژيکي زنان يعني عادت ماهيانه، زايمان و شيردهي است. اين مشکلات با تکنولوژي جديد مثل لقاح بدون آميزش، پرورش جنين خارج از رحم و پرورش بچه در پرورشگاه، حل خواهد شد و زن و جامعه را از قيد و بند جنسيت رها خواهد کرد.»۲۲

پي نوشت ها:

  1. احمدي محمدرضا، «تفاوت زن و مرد از منظر روان¬شناسي و متون ديني» مجله¬ي معرفت ۹۷ دي ۱۳۸۴٫
  1. مطهري مرتضي «ياداشت¬هاي استاد» ج۱۱ ص۵۱۶٫
  1. «همان» به نقل از مجله¬ي زن روز شماره¬ي۷۵، ص۴۶، مقاله¬ي زن جنس برتر.
  1. مطهري مرتضي، «مجموعه آثار» ج۱۹ ص۱۷۵٫
  1. حسيني سيدهادي «تفاوت¬هاي بيولوژيک زن و مرد» کتاب نقد۱۷ ص۲۲۱٫
  1. حسيني سيدهادي، «همان».
  1. يزديان محمدرضا، «فيزيولوژي علمي دانشگاهي» ص۸۷٫
  1. حسيني سيدهادي «پيشين» ص۲۲۷٫
  1. گان کريستين، «استخوان شناسي و مفصل شناسي» ترجمه¬ي صوفيا نقدي، ص۴٫
  1. ر.ک: تفاوت¬هاي بيولوژي زن و مرد، نوشته هادي حسيني، کتاب نقد شماره¬ي۱۷٫
  1. ان ديکسون، ترجمه¬ي توران تمدن «قدرت زن موثرتين شگردهاي قاطعيت» ص۲۲۷٫
  1. «إن المرأه ريحانه ليست بقهرمانه» اصول کافي، ج۵، ص۵۱۰، ح۳٫
  1. ر.ک: تفاوت¬هاي بيولوژي زن و مرد، نوشته¬ي هادي حسيني، کتاب نقد شماره¬ي۱۷٫
  1. «خيارُ خصالِ النساءِ شرارُ خِصالِ الرّجالِ، الزَّهوُ و الجُبنُ و البُخلُ ….» نهج البلاغه، حکمت۲۳۴٫
  1. مطهري مرتضي «يادداشت¬هاي استاد» ج۱۹، ص۴۱۴٫
  1. روژه بيره «روان¬شناسي اختلافي زن و مرد» ترجمه¬ي محمدحسين سروي، ص۳-۵۲، ۴۸، ۱۰۴٫
  1. ر.ک: تفاوت¬هاي بيولوژي زن و مرد، نوشته¬ي هادي حسيني، کتاب نقد شماره¬ي۱۷، ص۲۴۱ تا ۲۵۰٫
  1. ر.ک: رودگر نرجس «فمينيسم؛ تاريخچه، نظريات، گرايش-ها، نقد» ص۱۳۰، ۱۳۱، ۱۳۲٫
  1. فروغي محمدعلي، «سير حکمت در اروپا» ص۱۴۰٫
  1. ريک ويلفورد، مترجم م قائد، «فمينيسم مقدمه¬اي بر ايدئولوژي¬هاي سياسي»، ص۳۵۵٫
  1. ر.ک: رودگر نرجس «فمينيسم؛ تاريخچه، نظريات، گرايش-ها، نقد» ص۱۳۰، ۱۳۱، ۱۳۲٫
  1. کريمي حميد « فمينيسم و پرسشهاي فرارو (۱) » مقاله¬ي ديجيتالي.

 

سایت استاد موسوی

About The Author

سلام؛ جهت مراجعات راهنمایی و مشاوره پایان نامه ها فقط در روزهای یکشنبه و پنج شنبه به صورت حضوری در مجتمع آموزش عالی شهید صدوقی ساعت 11 تا آخر وقت اداری، خدمت عزیزان هستم

Related posts

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *